مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها در ورود به کوفه
بعـدِ عـبـاس عـلـمـدار شدن کار تو بود اینـچـنـین قـافـلهسـالار شدن کار تو بود هر چه کاخ اُمـوی بود خـرابـش کردی زیـنـبـا ! فـاتحِ پـیکـار شدن کار تو بود کوفه تا شام علیگونه رجز میخواندی دخـتـرِ حـیـدرِ کـرار شـدن کـار تو بود از کسی غـیرِ حـسین بن علی دَم نزدی به غـمِ یـار گـرفـتـار شـدن کـار تو بود "اُسْکُـتوا"یِ تو جهان را به تَحَـیُّر آورد هـمه گـفـتـند جگـردار شدن کار تو بود یکتـنـه جـای همه جـام بـلا نـوشـیـدی از ازل قـلـۀ ایـثـار شـدن کـار تـو بــود ایکه در وصف تو حیران همۀ شاعرها شـاهبـیتِ هـمه اشـعـار شدن کار تو بود کار تو بـعـدِ بـرادر به کجاهـا نرسید... راهیِ کـوچه و بـازار شدن کار تو بود چه کتک ها که به جای همه طفلان خوردی بعد از آن دست به دیوار شدن کار تو بود |